جاودانگی

قطره بارون دلم


خلوت زندون دلم


لیلای بی دریای من


گریه مجنون دلم


ابر کبود من تویی


بود و نبود من تویی


مهر سجود من تویی


وای به روزگار من


هوا تویی نفس تویی


لحظه ی پیش و پس تویی


عاشق در قفس منم ای دل بی قرار من


گریه منم ابر تویی


درد من صبر تویی


بارش بی وقفه منم ای دل بی قرار من


هد هد من هدای من همدم با وفای من 


خبر ببر به عشق من به عشق من خدای من 



عاشق دیدار منم محو پدیدار تویی 


خسته و بیمار منم عشق تویی یار تویی

زيبا47

اگر درد داری تحمل کن!

 

 

روی هم که تلنبار شد دیگر نمیفهمی کدام درد از کجاست؟!

 

 

کم کم خودش بی حس میشود....!

ادامه نوشته

زيبا 46

قول میدهم لام تا کام حرفى نزنم

 

فقط بگذار از”دال تا میم” بگویم ، بگذار بگویم که “دوستت دارم”

ادامه نوشته

زيبا 45

خودت را در آغوش بگیر و بخــواب !

هیچ کس آشفتگی ات را شانه نخواهد زد !

این جمع پر از تنهاییست…

ادامه نوشته

زيبا 44

“دوست دارم”

تکیه کلام تو بود…

من بی جهت به آن تکیه داده  بودم…!!!

ادامه نوشته

زيبا43

هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم

 

ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد

 

خوش به حال تو که خودت را راحت کردی

 

یک خط کشیدی تنها ، آن هم روی من . . .

ادامه نوشته

زيبا42

سالهاست که همدرد نیمه ی خالی لیوان شده ام

 

 

کسی نگاهم نمیکند ....

ادامه نوشته

زيبا41

میخواهمتــــــــــــــــــــ

ولــــی

دوری

خیلی خیلی دور

نه دستم به دستانـــــــت میرسد

نه چشمانم به نگاهتــــــــــــــــــ

ادامه نوشته

زيبا40

مهربان من ،

آهنگ حضورت در کنارم آنقدر لطیف و شاعرانه است که من را مدهوش میکند

“”تو تنها کسی هستی”" که برای من ارزش فکر کردن را داری!!!

ادامه نوشته

زيبا 39

همیشه شاعر شدن خوب نیست!

 

گاهی اوقات آدم در اثر یک حادثه،

 

تاسف وار شاعر می شود...

ادامه نوشته