نه خودش را ...
دلشکسته اي کنار پنجره سيگار مي کشيد ...
خسته بود ....
آنقدر خسته که يادش رفت بعد از آخرين پُک ، سيگار را به پايين پرت کند ...
نه خودش را ...
+ نوشته شده در دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۱ ساعت 10:37 توسط
|
دلشکسته اي کنار پنجره سيگار مي کشيد ...
خسته بود ....
آنقدر خسته که يادش رفت بعد از آخرين پُک ، سيگار را به پايين پرت کند ...
نه خودش را ...