من از دو دستِ تو جدا ...دوباره گریه می کنم

 

و یک قدم به انتها... دوباره گریه می کنم

 

 

نگاه تارِ تو به من، میانِ بُهتِ قاب عکس

 

بدون اشک و بی صدا دوباره گریه می کنم

 

 

تُرا گواه می شوند تمامِ واژه هایِ خیس

 

و سر به روی ِآیه ها دوباره گریه می کنم

 

 

تُرا مرور می کنم به چشمهات می رسم

 

و روی ِشانه یِ خدا دوباره گریه می کنم

 

 

غزل بهانه می شود برای بغض ِخسته ام

 

ردیف های تشنه را دوباره گریه می کنم

 

 

شبیه عشق می شوم شبیه خنده های تو

 

بر استجابتِ دُعا دوباره گریه می کنم