چه حس غریبی است

 

در خویش میشکنی٬

 

خرد میشوی٬

 

کسی صدای شکستنت را نمیشنود!

 

به زانو در می ایی٬

 

به زمین می افتی٬

 

اما کسی غروب غرور زندگی را در چشمانت نمیبیند!

 

بیزاری وجودت را فرا میگیرد٬

 

و تو ٬از همیشه تنها تر میشوی!

 

و تنهایی ات بر بی کسی ات میگرید..