امتحانِ عشق...
در جلسه امتحانِ عشق...
من ماندهام و یک برگۀ سفید...!
یک دنیا حرف ناگفتنی ...
و یک بغل تنهایی و دلتنگی...
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود...!
...در این سکوت بغضآلود...
قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند...!
و برگۀ سفیدم ...
عاشقانه قطره را در آغوش میکشد...!
عشق تو ...نوشتنی نیست...
در برگهام...
کنار آن قطره...
یک قلب میکشم...!
وقت تمام است...
برگهها بالا...
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۱ ساعت 12:0 توسط
|