من از عهد آدم تو را دوست دارم

 

از آغاز عالم تو را دوست دارم

 

چه شبها من و آسمان تا دم صبح

 

سرودیم نم نم : تو را دوست دارم

 

نه خطی ، نه خالی نه خواب و خیالی

 

من ای حس مبهم تو را دوست دارم

 

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم

 

به اندازه ی غم تو را دوست دارم

 

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

 

بگوییم با هم : تو را دوست دارم

 

جهان یک دهان شد هم آواز با ما

 

تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم